مبانی،مفاهیم ومراحل بودجه ریزی عملیاتی
ساعت ۱٢:٢٩ ‎ب.ظ روز چهارشنبه ۱۳۸٩/٩/۱٠   کلمات کلیدی: بودجه

مبانی،مفاهیم ومراحل بودجه ریزی عملیاتی


مبانی،مفاهیم ومراحل بودجه ریزی عملیاتی

مهیارنژادکیان،علی چشم براه،وحیدسالاری

 

بودجه شاهرگ حیاتی دولت است زیرا دولت تمام فعالیتهای مالی خود- اعم از کسب درامد و پرداخت هزینه ها برای اجرای برنامه های متعدد و متنوع خود را در چهارچوب قانون  بودجه انجام میدهد بنابراین بودجه ایینه تمام نمای همه برنامه ها و فعالیت های دولت بوده و نقش بسیار مهمی و حیاتی در توسعه اقتصادی ملی ایفا می نماید.

بودجه ریزی عملیاتی

بودجه ریزی عملیاتی بین کارایی و اثر بخشی تمایز قائل می شود .در کارایی استفاده مفید از منابع مورد نظر است در حالیکه اثر بخشی  با عملکرد مرتبط است . در بودجه ریزی عملیلتی طبقه بندی عملیات به نحوی است که هدفها شفافتر بیان می شوند ارزیابی  بودجه سهل تر بوده و در روش هزینه بندی ان ارتباط بین داده و ستاده مورد توجه قرار می گردد .مهمترین هدف بودجه ریزی عملیا تی اصلاح مدیریت بخش عمومی و افزایش اثر بخشی مخارج این بخش است .

َ

بودجه بندی ریزی که امروز به طور گسترده در سطوح مختلف به کار می رود به عنوان مبنایی برای بهبود کارایی وبهره وری دولتها قلمداد می شود وفرض براین که است که می تواندپاسخ گویی دولت را افزایش دهد .صاحب نظران معتقدند پذیرش این فرض که دارای منطق نتیجه گراست می تواند زمان منابع وتلاش مورد نیاز برای انتخاب واجرا چنین رویکردی _بودجه ریزی عملیاتی )را توجیه پذیر سازد .

جوردن وهکبارت :نتایج نظر سنجی از مقالات اجرایی بودجه ایالتی را به منظور تعیین آثار عملیاتی کردن بودجه بر تصمیمات بودجه ای را ارائه نموده اند آنها تایید کردند که بودجه ریزی عملیاتی به نحو گسترده ای در آمریکا به کار می رود ولی این تنها شیوه ارزیابی عملکرد است که بر تخصیص منابع تا ثیر می گذارد بر این اساس بیش از نیمی از مقامات بودجه ای که در نظر سنجی شرکت کرده بودند گفته اند که شاخص های عملکرد برای تصمیم گیری در زمینه تخصیص منابع یا تدوین بودجه ابزار اساسی هستند علاوه بر این در حدود 25/. مقامات بودجه ای ایالتی در این باور بودند که تخصیص بودجه بر اساس عملکرد در ایالتهای آنها بسیار موفقیت آمیز بوده است .

 

بروم : نیز معتقد که اطلاعات مبتنی بر عملکرد بیش از سایر مسائل بودجه های برای بهبود مدیریت سودمند ند .

ویلافبی وملکرز :بر مبنای نظرات مقامات بودجه ای درباره میزان اثر بخشی بودجه ریزی عملیاتی چنین نتیجه گیری کردند که بودجه ریزی عملیاتی بیشتر از آنکه سطوح تخصیص را تحت تاثیر قرار دهد بهبود مدیریت در سازمان ایالتی را تحت تاثیر قرار می دهد .

وایت: به این نکته اشاره می کند که دلیل نا کامی اضلاحات بودجه ای گسترده گی محدوده  اطلاعات است که برای اتخاذ این گونه تصمیمات ضروری است در نتیجه وبودجه ریزی افزایشی رویکرد بهتری است .

اسمیت :این نکته را یاد آوری می کند که بودجه ریزی عملیاتی در مقایسه با سایر شیوه ها بیشتر در معرض تخلف وسوءاستفاده قرار دارد .

بر نزولی وهمکاران :دریافتند که استفاده از شاخص های اثر بخشی عملکرد نرخهای بهره وری در بودجه های ایالتی از 1990 تا 2000 کمی کاهش یافته است آنها همچنین دریافتند در دوره های زمانی که سطوح منابع مالی تغییر کرده این شاخص های نیز به نیازمندان زیادی بهبود یافته اند .

در یکی از معدود مطالعات تجربی که مورد تاثیر بودجه ریزی عملیاتی توسط کلاس ودافرتی انجام گرفته به جای اطلاعات استنباطی از داده های تجربی استفاده شده است این پژوهش به استفاده از سری زمانی هزینه های ثابت سرانه ایالت ها وضعیت قبل وبعد از اجرا بودجه ریزی عملیلتی را تحلیل کرده وچنین نتیجه گیری می کند که اجرا بودجه ریزی عملیاتی چه براساس الزام قانونی وچه بر اساس الزامات اجرایی به طور اشکاری با مخارج سرانه ثابت ارتباط مثبت دارد .

نکته ای که در خصوص پژوهش های مرتبط بودجه ریزی عملیاتی وجود دارد این است که بیشتر آنها بر نظر سنجی مبتنی هستند در واقع نتایج آنها به درک واستنباط مقامات سازمان ها دستگاهای اجرایی ومقامات بودجه ای بستگی دارد که لزوما باز تاب تا ثیرات واقعی نیست.

بودجه عملیاتی در واقع عبارت است از برنامه عملکرد سالانه به همراه بودجه سالانه که رابطه میان میزان وجوه تخصیص یافته به هر برنامه با نتایج به دست امده از اجرای ان برنامه را نشان می دهد این بدان معناست که با هر میزان مخارج اجام شده در چارچوب هر برنامه ای می بایست مجموعه معینی از اهداف تامین شود

در تعریف دیگر بودجه ریزی عملیاتی به معنای شیوه تدوین و نهایی سازی درخواست یک سازمان برای تخصیص منابع است که از طرح راهبردی ان سازمان نشات می گیرد و بر وظایف قانونی ان استوار است . بودجه ریزی عملیاتی منابع را بر مبنای تحقق اهداف سنجش پذیر تخصیص می دهد که به نوبه خود با رسالت و ارمانهای سازمان ارتباط دارد . در بودجه ریزی عملیاتی تمامی فعالیت های مستقیم و غیر مستقیم مورد نیاز برای رسیدن به اهداف یک برنامه و هزینه دقیق هر کدام از فعالیتها مد نظر قرار می گیرد .

بدین ترتیب در چهارچوب بودجه عملیاتی هر مدیر  دولتی در هر سطحی باید اطلاعات دقیق و بهنگامی در خصوص هزینه و عملکرد سازمان تحت امر خود داشته باشد تا بتواند منابع تحت کنترل خود را به کارمد ترین شیوه اداره کند .

 

مدل های بودجه ریزی عملیاتی به دنبال نیل به دو هدف هستند . نخست تدوین بودجه ای  اثر بخش و دوم بهبود عملکرد سازمان . هدف نخست به بهبود کارایی تخصیصی از طریق اولویت بندی مخارج اشاره دارد که در خود بودجه نهفته است و هدف دوم به استفاده اثر بخش تر هر سازمان از منابع مالی تخصیص یافته اشاره دارد .

در بسیاری از مدل های بودجه ریزی عملیاتی  بهبود عملکرد سازمان به عنوان محور اصلی مورد تاکید قرار می گیرد و ایده بنیادی این است که تامین مالی سازمان باید با نتایج اشکاری همراه باشد .

یکی دیگر از اهداف اصلی بودجه ریزی عملیاتی کاهش فشار اعمال نفوذهای سیاسی بر فرایند تخصیص منابع با بهره گیری  از ارزیابی عقلانی اقلامی است که با منابع عمومی خریداری می شوند .

بودجه ریزی عملیاتی می تواند افرادی را که درباره بودجه تصمیم گیری می کنند به اطلاعات بهتری درباره نتایج هر برنامه و کل ابزارها و برنامه هایی که برای به اهداف عملکردی مشترکی به کار می روند نماید . و با این کار ارزیابی در خواست مختلف بودجه ای را بهبود بخشد.

انتظارات غیر واقع بینانه و بیش از حد از بودجه ریزی عملیاتی می تواند این شیوه را به کلی با شکست مواجه کند .

در بودجه ریزی عملیاتی نباید همواره انتظار داشت که نتایج خوب در فرایند بودجه با پاداش مواجه شوند و نتایج ضعیف پیامدهای مالی منفی در برداشته باشند .این نگرش که بودجه ریزی عملیاتی شیوه ای مکانیکی یا فرایندی تنبیهی است  سودمند نیست ./

در نهایت باید گفت بودجه ریزی عملیاتی به دنبال افزایش درک تصمیم گیران از پیوندهای موجود میان منابع در خواستی و نتایج عملیات مورد نظر است

بودجه ریزی عملیاتی در طی فرایند خود بر دو محور اصلی زیر متکی است : بهبود کارایی   فنی از طرق تعیین میزان کارایی و بهره وری سازمان برای مدیران ان ها

بهبود اثر بخشی : از طریق مطلع ساختن مدیران از میزان تحقیق اهداف و مقاصد مورد نظر سازمان های متبوع ایشان .تاکید بر این محور حداقل به پنج دسته اطلاعات زیر نیازمند است :

1-      اطلاعاتی درباره میزان تقاضا  یا نیاز برای کالا یا خدمات یک سازمان

2-      اطلاعاتی درباره میزان کار و فعالیت مورد نیاز برای پاسخ گویی به تقاضای پیش بینی شده خدمت یا کالا

3-      اطلاعاتی درباره بهره وری یا کارایی عملیاتی در ارئه خدمات عمومی

4-      اطلا عاتی درباره اثر بخشی فعالیت های سازمان                                                                                                                                                           

ویژگی های بودجه ریزی عملیاتی

1-      سیاست گذاران مدیران

2-      دارای چشم انداز بلند مدت است

3-      بر نتایج تاکید می کند

4-      انعطاف پذیر است

5-      بر برنامه ریزی از طریق برنامه ریزی راهبردی و استفاده از ساختار برنامه تاکید دارد

6-      سطوح مورد انتظار عملکرد برای هر سطح از مخارج و تعیین اولویت های هزینه ها در بودجه را تعیین می کند

 

محور اصلی بودجه ریزی عملیاتی بهبود عملکرد سازمان است که این امر نمایانگر تاکید بیش از حد بر گستر دگی ناکارامدی سازمان در تولید و محصول و خدمات بخش عمومی است .

در این شیوه بودجه ریزی دو نوع پیوند بین نتایج و منابع قابل تصور است . نخستین پیوند رابطه میان بودجه های سازمان و نتایجی است که انتظار می رود سازمان با منابع تخصیص یافته کسب کند .پیوند دیگر  رابطه میان دستاوردهای گذشته سازمان  است که پیوند  دستاوردهای گذشته سازمان و بودجه های سازمان است که پیوند گذشته نگر نامیده می شود

 

ارتباط منابع با نتایج مورد انتظار

 

یکپارچه سازی کامل اهداف و بودجه در صورتی  توجیه پذیر است که بین هزینه ها و نتایج رابطه محکمی وجود داشته باشد در این صورت  بودجه ریزی عملیاتی به موضوعی نسبت ساده تبدیل می شود .

1-   تصمیم گیرندگان اصلی در فرایند بودجه ریزی می توانند نتایج مورد انتظار از هر یک از سازمان ها را به خوبی تصریح کنند و در نتیجه می توانند به خوبی و بدون هیچ هزینه ای میزان تحقق این نتایج را تعیین نمایند

2-      هر سازمان مدیریت کامل تولید نتایج مورد نظر را بر عهده دارد

با توجه به این فرضیات تصمیم گیران بودجه ای می توانند تخصیص بودجه هر سازمان را به عنوان تابعی از نتایج مورد انتظار ان مشخص کنند .

ولی همه کسانی که بدنبال بهبود پیوند میان اهداف و نتایج هستند به این نوع یکپارچگی  مصداق کارکردی مستحکم پیدا نمی کنند . این امر نشان دهنده این حقیقت است که در بسیاری از موارد  پیش شرط های یکپارچگی کارکردی با جهان واقعی هیچ شباهتی ندارند .

 

ارتباط منابع با نتایج واقعی

دو ویژگی بارز اصل پرداخت در برابر نتایج ایجاد پیوندی خودکار بین تامین بودجه و نتایج و تکیه بر شاخص های عینی عملکرد فرایند بودجه ریزی است . این اصل در شکل اصلی خویش به معنای این است که هر نوع تامین بودجه بر مبنای سنجش نتایج استوار است

پرداخت در ازاء  نتایج به معنای این است که اگر نتایج واقعی کمتر از نتایج مورد انتظار باشند منابع مالی سازمان نیز بر همان اساس کاهش می یابد . ولی تامین مالی بر مبنای نتایج مورد انتظار این گونه نیست . سیستم های بوجه ریزی بر مبنای خروجی معمولا" به دنبال این این هستند از معیار اثر بخشی  خروجی ها به عنوان مبنایی برای قیمت بودجه ای اصل پرداخت در ازاء نتایج و تامین مالی بر نتایج مورد انتظار را هم زمان به کار ببرند .

اصل پرداخت در برابر نتیجه در پی ان است که بازخورد دقیقی را میان نتایج واقعی و تامین مالی ایجاد کند .ولی می توان پیوندهایی را ایجاد کرد که انعطاف پذیرتر هستند و از برخی جهات با سیستم های خالص پرداخت در ازاء نتیجه تفاوت دارند .

1-   نخست اینکه می توان سیستم پرداخت در ازاء نتیجه را به عنوان عنصری تکمیلی و فرعی در تامین اعتبار سازمان به کار برد که در ان  بخش عمده تخصیص منابع به صورت تخصیص پایه ای انجام که بر مبنای دیگری استوار است

2-      دوم اینکه می توان تامین مالی را با عملکرد گذشتا مرتبط ساخت  ولی عنصری ذهنی یا قضاوتی را نیز در رتبه بندی عملکرد گذشته در نظر گرفت .

3-      سوم اینکه ممکن است استفاده از اطلاعات نتایج واقعی در تخصیص مالی به خودیخود رخ ندهد .

مشکلات موجود در خصوص پیوند میان نتایج و منابع در واقع همان مشکلات بودجه ریزی عملیاتی است که می توان ان ها را در موارد ذیل خلاصه کرد :

1-      سنجش عملکرد

2-      پیچیدگی فرایند پاسخگویی به دلیل تقسیم مسئو لیت ها

3-      ابهام در اهداف مورد انتظار

 

 

مراحل بودجه ریزی عملیاتی

 

بودجه ریزی عملیاتی به دنبال تخصیص بهینه منابع به برنامه و فعالیت های یک سازمان  یا دستگاه اجرایی است . این تخصیص بهینه در دو حالت می تواند رخ دهد  از یک طرف مکانیسم تخصیص بودجه  به برنامه ها و فعالیت ها کاراتر شود   و از طرف دیگر ارتباط برنامه و فعالیت ها با رسانه ها و اهداف سازمان  یا  دستگاه اجرایی ارتباطی دقیق باشد . برای رسیدن به چنین هدفی در فرایند  اجراء بودجه ریزی عملیاتی فرایند زیر را می توان در نظر گرفت :

1-      شناسایی رسالت ها و ارمان ها و مقاصد واهداف

2-      پیوند اطلاعات برنامه ریزی راهبردی با بودجه

3-      توسعه و یکپارچه سازی شاخص های عملکرد در چارچوب بودجه

4-      گزارش نتایج بر اساس شاخص های عملکرد

فواید بودجه ریزی عملیاتی

بودجه ریزی عملیاتی کیفیت و برنامه را افزایش می دهد . در این شیوه بودجه ریزی سازمان ها باید علاوه   بر فعالیت های خود   به نتایج این فعالیت ها نیز توجه کنند  . فواید بودجه ریزی عملیاتی :

1-      افزایش پاسخ گویی و کارایی

2-      ارتقاء روز افزون اطلاعات سیاستگذاران درباره خدمات و برنامه های دولت

3-      بهبود مدیریت عمومی

4-      بهبود ارزیابی برنامه ها

5-      شناسایی فرصت های همکاری بین سازمانی

6-      بهبود ارتباط سازمان با شهروندان

مراحل اجرای بودجه ریزی عملیاتی

 

1-     مر حله اول :جلب موافقت و تعهد نقش افرینان اصلی :

بستر سازی ایجاد زمینه و حفظ چارچوب حمایتی در قالب دو رویکرد اصلی برای ایجاد ساختارهای لازم بلند مدت بودجه ریزی عملیاتی محسوب می شوند . رویکرد اول ناظر بر دستور العمل ها یا قوانین اجباری است که مبدا ان قوه مقننه است و رویکرد دوم پایین به بالا است که به دنبال اجمال در سطوح پایین سازمان هاست در این رویکرد بر اساس یک برنامه اموزشی نظام بودجهای دو گانه مورد استفاده قرار می گیرد  که در ان برخی از بخش ها شیوه های سنتی و برخی دیگر بودجه ریزی عملیاتی بکار می رود .

تصمیم گیران و دست اند رگاران اجرایی معمولا از شاخص های عملکردی پشتیبانی می کنند که خود در ایجاد ان نقش داشتند .

2-      مرحله دوم تنظیم برنامه زمانی برای اجراء

برنامه زمانی یکی از عناصر بسیار مهم در فرایند اجراست که باید دست کم موارد زیر را در بر گیرد :

الف ابلاغ دستورالعملهای بودجه به سازمان

ب -  نظر خواهی از شهروندان

ج -  تکمیل اسناد بودجه ای که سازمان تحویل می دهند

چ برگزاری جلسات با نمایندگان برای تشریح اسناد بودجه ای

ک-ارجاع پیش نویس بودجه به مجلس

م- معرفی ابعاد پیشنهاد جدید بودجه ای

ل تصویب بودجه

ی- ابلاغ بودجه

برنامه بودجه باید واقع بینانه تنظیم شود .

عوامل موثر بر طول اجراء

در طول زمان اجراء بودجه عوامل دیگری هم می توانند تحت الشعاع قرار دهند

الف وضع قوانین مربوطه

ب وضعیت برنامه راهبردی

ج اشنایی و تجربه سازمان با سنجش عملکرد

خ پیچیدگی سیستم های داده های موجود

 

برای اجراء بودجه ریزی عملیاتی دو روش تدریجی و یکباره وجود دارد .

در انتخاب باید معیارهای زیر در نظر گرفت

الف پذیرش تغییر

ب سهولت سنجش

ج حجم بودجه سازمان

 

مزایا و معایب رویکرد تدریجی :

مزایا

1-      فرصت ازمون و اصلاح سیستم را فراهم می کند

2-      می تواند قبل از اجراء کامل  مشکلات را پیش بینی کند

3-      امکان حمایت سازمان غیر اموزشی را فراهم می اورد   

معایب

 

1-      در کل زمان اجراء ان طولانی است

2-      ممکن است مجریان نیرو و انگیزه اولیه خود را از دست بدهند

3-      اجراء هم زمان دو سیستم بودجه دشوار است

 

مزایا و معایب رویکرد یک باره یا تمام عیار

مزایا

1-      زمان اجراء کمتری لازم دارد

2-      می توتند برای تمام سازمان ها به طور یکسان اموزش های لازم را تدارک دید

3-      برای تغییر انگیز ه های لازم را فراهم می کند

معایب

1-      صرف زمان زیادبرای هر سازمانی به طور همزمان دشوار است

2-      ممکن است به اشتباهات پر هزینه تبدیل شود

 

 

 

مرحله سوم : تامین اموزشهای لازم

یکی از الزامات اساسی استقرار بودجه ریزی عملیاتی امزش گسترده و موثر دست اند رکاران  است که باید موارد ذیل را در نظر گرفت :

1-      افزایش ظرفیت های لازم برای اجراء بودجه ریزی عملیاتی و پرورش قابلیت ها

2-   جلسات توجیهی یا کارگرو ه های برای معرفی مفاهیم سنجش و عملکرد و برنامه ریزی راهبردی برای دست کم مدیران و سیاست گذاران بودجه ای در زمینه های زیر

-         مزیت های برنامه ریزی راهبردی و سنجش عملکرد

-         فرایند برنامه ریزی راهبردی و نحوه ایجاد شاخص های عملکرد

-         اطلاعات لازم در خصوص شیوه های استفاده از عملکرد  در تخصیص منابع   تدوین و توجیه بودجه و مدیریت پرسنلی

3-      تدویت دستورالعمل ها و رهنمودهای بودجه ای

4-      اموزش مستمر

 

مرحله چهارم : بررسی و توسعه برنامه های راهبردی

برنامه ریزی راهبردی ابزاری قدرتمند برای تعیین اولویت ها و اتخاذ تصمیمات اگاهانه در باره اینده است .

معمولا سازمان هایی که از قبل دارای برنامع ریزی راهبردی بوده و شاخص های عملکرد مرتبط ایجاد نموده اند .در واقع زمینه را برای استقرار بودجه عملیاتی مهیا ساخته اند . برای سازمان هایی که هنوز برنامه ریزی راهبردی را اغاز نکرده اند  انجام این کار قبل از اغاز بودجه ریزی عملیاتی بسیار ضروری است .

تعیین هزینه بر مبنای فعالیت تکنیکی است برای شناسایی هزینه های کامل  عرضه یک کالا یا خدمت که شامل هزینه های نیروی انسانی  موارد و سایر هزینه های سربار است .سیستم هزینه یابی بر مبنای فعالیت موارد زیر را در بر می گیرد

1-      پیوند فعالیت ها با نتایج عملکرد

2-      تعیین اولویت راهبردها بر اساس هزینه ها

3-      شناسایی هزینه های اجراء فعالیت ها یا راهبر های ویژه

 

مرحله ششم : ارزیابی عملکرد و گزارش نتایج

 پس ازاجرای بودجه  برای تعیین اینکه فعالیت های هر برنامه به نتایج دلخواه منجر می شود یا خیر  . نیاز به تحلیل ادواری اطلاعات عملکردی دارد . برای ارزیابی دوره ای نیز باید سیستم ارزیابی طراحی کرد .

تفاوت در عملکرد و هزینه ها می تواند ناشی از عوامل مختلفی  همچون سطوح متفاوت خدمات  تفاوت در فناوری و غیره باشد .

مرحله هفتم : فراهم کردن زمینه های مدیریتی

اجراء بودجه ریزی عملیاتی مستلزم واگذاری برخی اختیارت مدیریتی است . ولی قبل از اقدام برای واگذاری مسئولیت های بیشتر به دستگاهای اجرایی در تخصیص منابع   باید اطمینان حاصل کرد که دستگاه ها دارای یک چارچوب موثر و کارامد  مدیریت مالی هستند . کنترل موثر داخلی  یکی از جنبه های مهم این چارچوب است که در فقدان ان مدیران نمی توانند وقوع خطاها یا تخطی  از قوانین را در سازمان تحت امر خود تشخیص دهند .

 

 

 

مرحله هشتم : اقدامات نهایی

در بسیاری از موارد برای تشویق سازمان ها به استفاده از اطلاعات عملکرد جهت بهبود ارائه خدمات از محرک های انگیز شی استفاده می شود . این محرک های  انگیزشی ( پاداش و تنبیه ها ) که از افزایش منابع مالی سازمان تا افزایش مسئولیت های سازمان را در بر می گیرد شامل ذیل است

پاداش ها

1-                  افزایش منابع مالی کلی برنامه ها

2-      افزایش انعطاف پذیری بودجه ای

3-      معافیت سازمان از برخی الزامات گزارش دهی

4-      اجازه انتقال مبالغ صرفه جویی شده توسط سازمان به سال مالی بعد

5-      تقدیر از کارکنان و مدیران سازمان به خاطر دستاوردها

6-      پرداخت پاداش به کارکنان

7-      گسترش مسئولیت های سازمان

تنبیه ها

1-      دستور بازرسی مدیریتی

2-      کاهش یا محدود شاختن منابع مالی سازمان

3-      حذف منابع مالی سازمان

4-      کاهش حقوق مدیران

5-      حذف مسئو.لیت های سازمان

6-      تعویض مدیران  یا استقرار یک گروه نظارتی

 

 

 

مشکلات بودجه ریزی عملیاتی

بودجه ریزی عملیاتی در صورت استقرار می تواند نظام مالی یک سازمان را متحول کند  ولی این شیوه در بعد اجرایی و ساختاری با مشکلات بنیادی مواجه است .

1-      مشکلا ت اجرایی

2-      مشکلات ساختاری

برخی از مشکلات ساختاری عبارتند از

1-      دشواری در تعریف اهداف و مقاصد

-         اهداف و مقاصد غالبا به طور صریح از طرف سیا ستگذار  یا قوه مقننه بیان نمی شود

-         گاه اهداف متعارض با یکدیگر  هستند

-         اغلب اهداف و مقاصد قابل کمی شدن نیستند

تمام هزینه ها و منافع قابل تبدیل به ارقام کمی نیستند

-         تاکید بیش از حد بر کارایی در اهداف برنامه

-         نتایج این تحلیل ها به سادگی قابل دستکاری هستند

 

 

2-     متمرکز شدن فرایند بودجه

-         تا حدود زیادی نقش سیاست گذاری قوه مقننه محدود می شود

-         فرایند بودجه متمرکز به دست مدیریت ارشد قوه مجریه مهار می شود

-         تاکید بر تحلیل های کمی به جای تحلیل های کیفی

-         امکان تعیین گزینه های بدیل توسط مدیران امکان پذیر نیست